بازگشت

sympathy

sym·pa·thy/ˈsɪmpəθi/
sym-together, withpathfeeling, emotion-ycharacterized by, quality of
noun (اسم)common
همدردیدلسوزی

درک و ابراز دلسوزی برای مشکلات یا دردهای دیگران.

Feelings of pity and sorrow for someone else's misfortune or suffering.

«او نسبت به قربانیان سیل دلسوزی عمیق نشان داد.»

She felt deep sympathy for the victims of the flood.

«همدردی او در زمان سخت به او آرامش داد.»

His sympathy comforted her during the difficult time.

تفاوت با واژه‌های مشابه
compassionشفقت

رسمی. در موقعیت‌های ابراز نگرانی نسبت به درد دیگران قابل تعویض است، اما شفقت معمولا شامل تمایل به کمک است، در حالی که همدردی ممکن است نه.

Formal. Interchangeable with 'sympathy' in contexts of caring about others' suffering, but 'compassion' often implies a desire to help, whereas 'sympathy' may not.

pityترحم

متداول. شبیه همدردی اما معمولا به صورت احساس دلسوزی با کمی تحقیر دیده می‌شود و همیشه مثبت نیست.

Common. Similar to sympathy but often viewed as feeling sorry for someone in a somewhat condescending way, not always positive.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000