بازگشت

tang

/tæŋ/
1noun (اسم)common
طعمی تندبویی تند

طعم یا بوی قوی و تند که معمولاً خوشایند است.

A strong, sharp taste or smell, often pleasantly sharp or piquant.

«پنیر طعم تیز کپک آبی دارد.»

The cheese has a strong tang of blue mold.

«من طعم تند لیموی تازه در این غذا را دوست دارم.»

I love the tang of fresh lemon in this dish.

تفاوت با واژه‌های مشابه
piquancyتندی لذت‌بخش

رسمی. مخصوص توصیف تندی خوشایند در غذا است، کمتر در مکالمه روزمره استفاده می‌شود.

Formal. Refers specifically to a sharp, pleasant taste—used mainly in food descriptions, less common in everyday speech.

zestطعمی دلپذیر و تند

غیررسمی. بر طعم و لذت غذا یا نوشیدنی تأکید دارد، در زمینه آشپزی با 'tang' قابل جایگزینی است.

Informal. Emphasizes liveliness and flavor in food or drink, interchangeable with 'tang' in culinary contexts.

متضادها
2noun (اسم)technical
plural (جمع): tangs
میله متصل‌کننده دستهبخش اتصال دسته

قسمتی از ابزار یا سلاح که به دسته متصل است و استحکام می‌بخشد.

The projecting part of a tool or weapon that extends into the handle to provide strength and stability.

«میله چاقو به داخل دسته امتداد یافته تا دوام بیشتری داشته باشد.»

The knife's tang extends into the handle for extra durability.

«شمشیر دارای میله کامل از شمشیر دارای میله جزئی قوی‌تر است.»

A full tang sword is stronger than a partial tang one.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shankمیله

واژه فنی رایج برای بخشی که دسته را به تیغه متصل می‌کند، بیشتر در ساخت ابزار به کار می‌رود.

Common technical term for the part connecting handle to blade, mostly used in toolmaking contexts.

stemمیله

فنی. اغلب برای توصیف قسمت اتصال در ابزارها استفاده می‌شود، اما 'tang' خاص‌تر برای تیغه‌ها یا سلاح‌ها است.

Technical. Often used to describe the connecting part in tools, though 'tang' is more specific for blades or weapons.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000