بازگشت

tape

/teɪp/
1noun (اسم)common
plural (جمع): tapes
نوارچسب نواریفیلم

نواری باریک از ماده‌ای که معمولاً برای نگه داشتن چیزها در کنار هم، بستن یا پوشاندن استفاده می‌شود.

A narrow strip of material, typically used to hold things together, fasten, or cover.

«برای تعمیر این جعبه به مقداری چسب نواری نیاز دارم.»

I need some tape to fix this box.

«هنرمند از نوار چسب کاغذی برای ایجاد خطوط تیز استفاده کرد.»

The artist used masking tape to create sharp lines.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ribbonروبان

رایج. نواری تزئینی از پارچه که برای بستن یا تزئین استفاده می‌شود. 'روبان' عمدتاً برای اهداف زیبایی‌شناختی است، در حالی که 'نوار' معمولاً کاربردی است. شما 'روبان' را به یک هدیه می‌بندید، اما از 'نوار چسب' برای بسته‌بندی آن استفاده می‌کنید.

Common. A decorative strip of fabric, used for tying or ornamentation. 'Ribbon' is primarily for aesthetic purposes, whereas 'tape' is typically functional. You'd tie a 'ribbon' on a gift, but use 'tape' to wrap it.

stripنوار

عمومی. یک قطعه بلند و باریک از چیزی. 'نوار چسب نوعی نوار است.' 'یک نوار پارچه' یا 'یک نوار کاغذ' می‌تواند به روش‌های مختلفی استفاده شود، نه فقط برای بستن مانند نوار چسب.

General. A long, narrow piece of something. 'Tape is a type of strip.' 'A strip of cloth' or 'a strip of paper' could be used in various ways, not just for fastening like tape.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): tapes
نوار ضبط شدهکاستنوار کاست

یک ضبط روی نوار مغناطیسی یا کاست.

A recording on magnetic tape or a cassette.

«او هنوز مجموعه‌ای از نوارهای موسیقی قدیمی دارد.»

He still has a collection of old music tapes.

«پلیس به نوار بازجویی گوش داد.»

The police listened to the interrogation tape.

تفاوت با واژه‌های مشابه
recordingضبط

رایج. 'ضبط' یک اصطلاح گسترده‌تر برای هر صدا یا ویدیوی ضبط شده است. 'یک نوار' به طور خاص به رسانه مغناطیسی فیزیکی یا یک فایل دیجیتالی از آن اشاره دارد. همه نوارها ضبط هستند، اما همه ضبط‌ها نوار نیستند.

Common. 'Recording' is a broader term for any sound or video captured. 'A tape' specifically refers to the physical magnetic medium or a digital file from it. All tapes are recordings, but not all recordings are tapes.

cassetteکاست

رایج. یک جعبه پلاستیکی کوچک حاوی نوار مغناطیسی برای ضبط یا پخش صدا یا تصویر. 'کاست' به کانتینر فیزیکی اشاره دارد، در حالی که 'tape' می‌تواند به خود ضبط اشاره کند. 'من به یک کاست گوش دادم' یا 'من به یک نوار گوش دادم' اغلب قابل تعویض هستند.

Common. A small plastic case containing magnetic tape for recording or playing audio or video. 'Cassette' implies the physical container, whereas 'tape' can refer to the recording itself. 'I listened to a cassette' or 'I listened to a tape' are often interchangeable.

3verb (فعل)common
past (گذشته): tapedpast participle (مفعولی): taped-ing (حال): taping3rd (سوم): tapes
نوار چسب زدنچسباندن با نوار

با نوار چسب چیزی را بستن، چسباندن یا پوشاندن.

To fasten, attach, or cover with tape.

«لطفاً این سیم‌ها را به هم بچسبانید.»

Please tape these wires together.

«او اعلامیه را به در چسباند.»

She taped the notice to the door.

تفاوت با واژه‌های مشابه
adhereچسبیدن

رسمی. محکم به سطح یا ماده‌ای چسبیدن. 'Adhere' کلی‌تر است و به هر شکلی از چسبیدن اشاره دارد، نه فقط با نوار چسب. 'تمبر به پاکت چسبید' درست است، اما 'پوستر را به دیوار بچسبان' خاص‌تر است.

Formal. To stick firmly to a surface or substance. 'Adhere' is more general and refers to any form of sticking, not just with tape. 'The stamp adhered to the envelope' works, but 'tape the poster to the wall' is more specific.

fastenمحکم کردن

رایج. محکم متصل کردن یا به هم پیوستن. 'Fasten' اصطلاحی گسترده‌تر برای محکم کردن چیزها با ابزارهای مختلف است، از جمله نوار چسب، اما همچنین پیچ، دکمه و غیره. 'کمربند ایمنی خود را ببندید' یا 'جعبه را با نوار چسب ببندید'.

Common. To attach or join securely. 'Fasten' is a broader term for securing things by various means, including tape, but also screws, buttons, etc. 'Fasten your seatbelt' or 'tape the box shut'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000