بازگشت

testify

tes·ti·fy/ˈtɛstəˌfaɪ/
verb (فعل)formal
past (گذشته): testifiedpast participle (مفعولی): testified-ing (حال): testifying3rd (سوم): testifies
شهادت دادناقرار کردن

دادن شهادت یا بیانیه تحت قسم، به‌ویژه در دادگاه.

To give evidence or a statement under oath, especially in court.

«او دیروز در دادگاه شهادت داد.»

He testified in court yesterday.

«شاهدان باید راستگوانه شهادت دهند.»

Witnesses must testify truthfully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
attestگواهی دادن

رسمی. تایید یا ارائه مدرک برای چیزی.

Formal. To confirm or give evidence of something.

deposeمحضر شهادت دادن

حقوقی. ارائه شهادت سوگند خورده در دادگاه یا بیرون آن.

Legal. To give sworn evidence outside or inside court.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000