thoughted

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

thought·ed/ˈθɔːtɪd/
adjective (صفت)archaic

صفت — اندیشیده شده

اندیشیده شدهمورد فکر قرار گرفته

فکری شده؛ مورد تأمل یا بررسی قرار گرفته.

Having been thought or considered; reflected upon.

«اعمال او دقیق و مورد فکر بود.»

His actions were careful and thoughted.

«رویکرد اندیشیده شده به تصمیمات بهتر منجر می‌شود.»

A thoughted approach leads to better decisions.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000