thought

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/θɔːt/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): thoughtpast participle (مفعولی): thought-ing (حال): thinking3rd (سوم): thinks

فعل — فکر کرد

فکر کردگمان کرداندیشید

زمان گذشته و اسم مفعول فعل 'think' به معنی شکل دادن یا داشتن چیزی در ذهن.

The past tense and past participle of 'think', meaning to form or have in the mind.

«فکر کردم تو می‌آیی.»

I thought you were coming.

«او برای مدت طولانی به آن فکر کرد.»

She thought about it for a long time.

تفاوت با واژه‌های مشابه
consideredدر نظر گرفت. کمی رسمی. 'در نظر گرفت' به فرآیند ذهنی عمدی‌تر و دقیق‌تری نسبت به 'فکر کرد' اشاره دارد. 'او گزینه‌ها را در نظر گرفت' در مقابل 'او به گزینه‌ها فکر کرد'. برای بررسی دقیق قابل تعویض هستند.
believedباور داشت. رایج. 'باور داشت' به اعتقاد یا پذیرش به عنوان حقیقت اشاره دارد، در حالی که 'فکر کرد' می‌تواند یک ایده آزمایشی‌تر باشد. 'فکر کردم درست است' (ممکن است اشتباه باشد) در مقابل 'باور داشتم درست است' (اعتقاد قوی‌تر).
متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): thoughts

اسم — فکر

فکراندیشهایده

یک ایده یا نظر که از طریق تفکر تولید شده است، یا فرآیند تفکر.

An idea or opinion produced by thinking, or the process of thinking.

«نظرات خود را در مورد این موضوع به اشتراک بگذارید.»

Share your thoughts on this topic.

«او غرق در فکر بود.»

She was deep in thought.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ideaایده. رایج. 'ایده' اغلب یک مفهوم یا برنامه متمایزتر است، در حالی که 'فکر' می‌تواند یک فعالیت ذهنی عمومی‌تر یا یک تصور گذرا باشد. 'او یک ایده خوب داشت' در مقابل 'او غرق در فکر بود'. هنگام اشاره به یک مفهوم خاص قابل تعویض هستند.
notionتصور. کمی رسمی. 'تصور' اغلب به یک ایده مبهم یا شکل نگرفته، یا یک باور شخصی اشاره دارد. 'او یک تصور عجیب داشت' محتاطانه‌تر از 'او یک فکر عجیب داشت' است.
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000