بازگشت

torpor

tor·por/ˈtɔːr·pər/
1noun (اسم)formal
سستیبی‌حالیخمودی

حالتی از سستی و بی‌حالی بدنی یا ذهنی که باعث کاهش واکنش می‌شود.

A state of physical or mental inactivity with reduced responsiveness.

«گرما باعث حالت سستی در کل تیم شد.»

The heat caused a feeling of torpor in the entire team.

«بعد از بیماری طولانی، او در حالت بی‌حالی ذهنی بود.»

After the long illness, he remained in a state of mental torpor.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lethargyخمودی

رسمی/آکادمیک. در موارد سستی جسمی یا ذهنی جایگزین torpor می‌شود؛ برای مثال «حالت خمودی». در زبان محاوره کمتر رایج است.

Formal/academic. Can replace 'torpor' in contexts describing physical or mental sluggishness, e.g. 'a state of lethargy'. Less common in everyday speech.

drowsinessخواب‌آلودگی

روزمره. به خواب‌آلودگی اشاره دارد که بخشی از معنای torpor است اما دقیق نیست؛ مثلاً «او خواب‌آلود بود» کاربرد دارد ولی برای سستی ذهنی عمومی مناسب نیست.

Everyday. Refers specifically to feeling sleepy, which overlaps with torpor but is not identical; 'He felt drowsy' works, but not for broader mental sluggishness.

متضادها
2noun (اسم)formal
کُماخواب زمستانیخواب زمستانیبی‌حرکتی فیزیولوژیک

حالتی از کاهش فعالیت‌های فیزیولوژیک، مانند خواب زمستانی یا بی‌حرکتی در حیوانات.

A condition of reduced physiological activity, such as in hibernation or inactivity in animals.

«خرس‌ها در زمستان برای ذخیره انرژی به حالت خواب زمستانی می‌روند.»

Bears enter torpor during the winter to conserve energy.

«برخی پستانداران کوچک متابولیسم خود را کاهش داده و شب‌ها به حالت بی‌حرکتی می‌روند.»

Some small mammals reduce their metabolism and enter torpor at night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hibernationخواب زمستانی

رسمی/علمی. به خواب طولانی حیوانات در زمستان اشاره دارد؛ در مباحث زیست‌شناسی به جای torpor کاربرد دارد.

Formal/scientific. Refers specifically to prolonged torpor in animals during winter; used in biology contexts instead of 'torpor' for clarity.

dormancyخواب زمستانی/بی‌حرکتی

رسمی/علمی. اصطلاح عمومی برای بی‌حرکتی در گیاهان یا حیوانات که با torpor هم‌پوشانی دارد اما گسترده‌تر است.

Formal/scientific. General term for inactivity in plants or animals, overlapping with torpor but broader; often used in biology.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000