بازگشت

tribulation

trib·u·la·tion/ˌtrɪbjʊˈleɪʃən/
noun (اسم)formal
plural (جمع): tribulations
مشقتمصیبترنج

یک حالت مشکلات یا رنج شدید؛ عامل مشکلات یا رنج شدید.

A state of great trouble or suffering; a cause of great trouble or suffering.

«او در طول سفر طولانی خود با مشقت‌های زیادی روبرو شد.»

He faced many tribulations during his long journey.

«جامعه پس از فاجعه، رنج و مصیبت زیادی را تحمل کرد.»

The community suffered great tribulation after the disaster.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hardshipسختی

رایج. به رنج یا محرومیت شدید اشاره دارد. هنگام توصیف شرایط زندگی یا تجربیات دشوار، با 'tribulation' قابل تعویض است. 'آنها با سختی‌های زیادی روبرو شدند' استفاده می‌شود، 'آنها با مشقت‌های زیادی روبرو شدند' نیز استفاده می‌شود، اما 'tribulation' ممکن است رسمی‌تر به نظر برسد.

Common. Refers to severe suffering or privation. Interchangeable with 'tribulation' when describing difficult living conditions or experiences. 'They faced many hardships' works, 'they faced many tribulations' also works, but 'tribulation' can sound more formal.

afflictionبلا

رسمی/ادبی. چیزی که باعث درد یا رنج می‌شود و اغلب به حالت مداوم یا مزمن اشاره دارد. هنگام اشاره به منبع رنج مداوم، قابل تعویض است. 'او بلایای زیادی را تحمل کرد' استفاده می‌شود، 'او مشقت‌های زیادی را تحمل کرد' نیز استفاده می‌شود.

Formal/Literary. Something that causes pain or suffering, often implying a persistent or chronic state. Interchangeable when referring to a source of continuous suffering. 'She endured many afflictions' works, 'she endured many tribulations' also works.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000