بازگشت

trite

/traɪt/
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): tritersuperlative (عالی): tritest
کهنهبدیهیتکراری

بی‌اصل یا تازه بودن؛ آنقدر استفاده‌شده که خسته‌کننده یا غیرجذاب شده باشد.

Lacking originality or freshness; overused and therefore boring or uninteresting.

«سخنرانی او پر از عبارات کلیشه‌ای بود.»

His speech was full of trite expressions.

«قصه فیلم قابل پیش‌بینی و تکراری بود.»

The movie's plot was predictable and trite.

تفاوت با واژه‌های مشابه
banalپیش‌پاافتاده

رسمی. وقتی روی تکراری و یکنواخت بودن تأکید داریم، مثل «عبارت پیش‌پاافتاده». بیشتر در متن‌های علمی یا ادبی استفاده می‌شود.

Formal. Interchangeable with 'trite' when emphasizing dullness from overuse, e.g., 'banal phrase.' Often used in academic or literary contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000