unmaking

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

un·mak·ing/ʌnˈmeɪkɪŋ/
un-reverse actionmakingthe act of creating or forming
noun (اسم)formal

اسم — نابودی

نابودیدرهم‌ریزی

فرآیند نابود کردن یا برهم زدن چیزی که قبلاً ساخته یا ایجاد شده است.

The process of undoing or destroying something previously made or established.

«برهم زدن توافق‌نامه باعث ناآرامی شد.»

The unmaking of the treaty caused unrest.

«برطرف کردن عادت‌های قدیمی دشوار است.»

Unmaking old habits is difficult.

تفاوت با واژه‌های مشابه
destructionخرابی

رایج. عمل نابود کردن است، معمولاً قابل تعویض.

Common. The act of destroying, often interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000