بازگشت

usability

u·sa·bi·li·ty/ˌjuː.zəˈbɪl.ɪ.ti/
useto employ for a purpose-ablecapable of / can be-itystate or quality of
noun (اسم)common
کاربردپذیریسهل‌استفاده بودن

میزان آسانی و کارایی استفاده از یک چیز، مخصوصاً در طراحی و فناوری.

The degree to which something is easy and efficient to use.

«کاربردپذیری این برنامه آن را محبوب کرده است.»

The usability of this app makes it popular.

«کاربردپذیری سایت را با کاربران واقعی آزمایش کردیم.»

We tested the website's usability with real users.

تفاوت با واژه‌های مشابه
effectivenessاثربخشی

رسمی. در زمینه عملکرد همپوشانی دارد اما مفهوم وسیع‌تری دارد — «اثربخشی طراحی» همواره درباره آسان بودن استفاده نیست.

Formal. Overlaps with usability in contexts of performance, but broader meaning — 'effectiveness of a design' is not always about ease of use.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000