virgin
نداشتن تجربه جنسی.
Having no sexual experience.
«او از سر انتخاب دوشیزه است.»
“She is a virgin by choice.”
«او تا ازدواج بکر باقی ماند.»
“He remained a virgin until marriage.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. به معنی بیتجربه در زمینهای مشخص؛ گاهی در معانی غیرجنسی جایگزین virgin میشود.
Formal. Means inexperienced in a specific area; can sometimes replace 'virgin' in non-sexual contexts.
متضادها
خالص و بدون تغییر، استفاده یا دستکاری قبلی نداشته باشد.
Pure and unspoiled, not used or altered before.
«جنگل بکر خانه بسیاری از حیوانات است.»
“The virgin forest is home to many animals.”
«او قطعه زمینی دستنخورده خرید.»
“He bought a virgin piece of land.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. به معنی بدون تغییر یا استفاده قبلی؛ برای چیزهای طبیعی یا فیزیکی استفاده میشود و در این زمینه با virgin قابل تعویض است.
Common. Means not altered or used before; used for natural or physical things, interchangeable with 'virgin' in this context.