بازگشت

used

/juːst/
1adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): nullsuperlative (عالی): null
دست دوممستعملکارکرده

قبلاً توسط شخص دیگری استفاده شده؛ دست دوم.

Having been previously owned by someone else; secondhand.

«من یک ماشین دست دوم خریدم.»

I bought a used car.

«این فروشگاه کتاب‌های دست دوم می‌فروشد.»

The store sells used books.

تفاوت با واژه‌های مشابه
secondhandدست دوم. رایج. مستقیماً قابل جایگزینی و اغلب برای اقلامی که پس از مالکیت شخص دیگری خریداری می‌شوند، ترجیح داده می‌شود. "ماشین دست دوم" یا "ماشین کارکرده."
متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): usedpast participle (مفعولی): used-ing (حال): using3rd (سوم): uses
استفاده کردبه کار برد

شکل گذشته و اسم مفعول فعل "use"؛ برای منظوری به کار بردن.

Past simple and past participle of 'use'; employed for a purpose.

«او برای بریدن سیب از چاقو استفاده کرد.»

She used a knife to cut the apple.

«آن‌ها از منابع انرژی تجدیدپذیر استفاده کردند.»

They used renewable energy sources.

تفاوت با واژه‌های مشابه
employedبه کار برد. رسمی. اغلب برای افراد، منابع یا روش‌ها استفاده می‌شود و به کاربرد آگاهانه اشاره دارد. "شرکت استراتژی‌های جدیدی را به کار برد." زمانی قابل جایگزینی است که تمرکز بر کاربرد چیزی باشد.
utilizedبهره‌برداری کرد. رسمی. مشابه 'used' است اما اغلب به معنای استفاده عملی و مؤثر از چیزی، به ویژه یک منبع، است. "آن‌ها از تمام منابع موجود بهره‌برداری کردند."
متضادها
3adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): nullsuperlative (عالی): null
عادت کردهآشنا شده

از طریق مواجهه یا تجربه مکرر به چیزی عادت کرده یا با آن آشنا شده. همیشه با "to" می‌آید.

Accustomed or familiar with something through repeated exposure or experience. Always followed by "to."

«من عادت دارم زود بیدار شوم.»

I am used to waking up early.

«او به هوای سرد عادت ندارد.»

She is not used to the cold weather.

تفاوت با واژه‌های مشابه
accustomedعادت کرده. رایج/رسمی. مستقیماً با 'used to' در این معنی قابل جایگزینی است، اما 'accustomed to' کمی رسمی‌تر است. "من به سر و صدا عادت کرده‌ام" یا "من به سر و صدا عادت دارم."
familiarآشنا. رایج. دلالت بر خوب شناختن چیزی دارد، نه لزوماً راحت بودن با آن. "من با سیستم آشنا هستم." کمتر قابل جایگزینی است، زیرا 'familiar' همیشه به معنای راحتی یا سازگاری نیست.
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000