بازگشت

widowed

wid·owed/ˈwɪd.oʊd/
widowa person whose spouse has died-edpast participle suffix, indicating a state or condition
adjective (صفت)common
بیوهبیوه‌زنبیوه‌مرد

کسی که همسرش فوت کرده است.

Having lost a spouse through death.

«او از پنج سال پیش بیوه شده است.»

She has been widowed for five years now.

«آن مرد بیوه تنها در حومه شهر زندگی می‌کند.»

The widowed man lives alone in the countryside.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bereavedداغدار

رسمی. به هرکسی که عزیزی از دست داده گفته می‌شود نه فقط همسر. در بافت‌های رسمی یا احساسی جایگزین بیوه می‌شود اما کلی‌تر است.

Formal. Refers broadly to anyone who has lost a loved one, not just a spouse. Can replace 'widowed' in emotional or formal contexts but is more general.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000