worn-out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌwɔrnˈaʊt/
worndamaged by use-outcompletely, fully
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more worn-outsuperlative (عالی): most worn-out

صفت — فرسوده

فرسودهکهنهخسته

آسیب‌دیده یا خسته و فرسوده به حدی که کارایی یا سلامت نداشته باشد.

Damaged, tired, or used to the point of no longer being effective or whole.

«آن کفش‌ها کاملاً فرسوده‌اند.»

Those shoes are completely worn-out.

«بعد از سفر، احساس خستگی شدید داشت و به استراحت نیاز داشت.»

After the trip, he felt worn-out and needed rest.

تفاوت با واژه‌های مشابه
exhaustedخسته

رایج. معمولاً برای انسان هم به معنی خسته بودن استفاده می‌شود.

Common. Used figuratively for people too, emphasizing fatigue rather than physical wear.

shabbyژنده

روزمره. بیشتر برای اشیاء یا لباس‌هایی که فرسوده‌اند استفاده می‌شود.

Everyday. Emphasizes poor condition due to wear, mostly for objects or clothes.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000