بازگشت

wrap

/ræp/
1verb (فعل)common
past (گذشته): wrappedpast participle (مفعولی): wrapped-ing (حال): wrapping3rd (سوم): wraps
پیچیدنبپیچاندنپوشاندن

پوشاندن یا پیچیدن چیزی با موادی مانند کاغذ، پارچه یا پلاستیک دور آن.

To cover or enclose something by folding or winding a material around it.

«او هدیه را با کاغذ رنگی پیچید.»

She wrapped the gift in colorful paper.

«ساندویچ را قبل از ناهار محکم بپیچ.»

Wrap the sandwich tightly before lunch.

تفاوت با واژه‌های مشابه
envelopاطراف چیزی را پوشاندن

رسمی. در موقعیت‌های رسمی که کل چیزی پوشیده می‌شود قابل جایگزین است، مثلاً «envelop the gift»، کمتر در گفتار روزمره استفاده می‌شود.

Formal. Interchangeable in formal contexts where something is fully covered, e.g. 'envelop the gift.' Less common in everyday speech.

coverپوشاندن

روزمره/معمولی. وقتی تمرکز بر حفاظت یا پوشاندن باشد استفاده می‌شود اما لزوماً به معنای پیچیدن یا دورپیچ نیست.

Common/everyday. Can replace ‘wrap’ when the focus is on protection or concealment but doesn’t necessarily involve folding or winding material around.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): wraps
بسته‌بندیروکشپیچ‌پوش

تکه‌ای از ماده‌ای مانند کاغذ یا پارچه که برای پوشاندن یا بسته‌بندی چیزی استفاده می‌شود.

A piece of material used to cover or enclose something, such as paper or cloth.

«بسته‌بندی هدیه براق و قرمز بود.»

The wrap around the gift was shiny and red.

«او یک عبای سبک برای گرم ماندن خرید.»

She bought a wrap to keep warm.

تفاوت با واژه‌های مشابه
packageبسته

روزمره. معمولاً به کل شیء بسته‌بندی شده اشاره دارد، نه فقط ماده پوشاننده.

Common. Often means the whole wrapped object, not just the material. Can sometimes replace wrap when referring to the wrapping together.

coveringروکش

رسمی. اصطلاح کلی برای چیزی که می‌پوشاند، کمتر خاص نسبت به wrap به عنوان اسم.

Formal. General term for something that covers; less specific than ‘wrap’ as a noun.

متضادها
3noun (اسم)common
plural (جمع): wraps
عباشالروپوش

نوعی لباس نرم و سبک که معمولاً دور شانه‌ها یا بدن پیچیده می‌شود.

A type of soft, light garment worn wrapped around the shoulders or body.

«او یک روپوش گرم روی لباسش پوشیده بود.»

She wore a warm wrap over her dress.

«روپوش او را در شب سرد راحت نگه‌داشت.»

The wrap kept her comfortable on the chilly night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shawlشال

روزمره. مخصوص پارچه‌ای که دور شانه‌ها پیچیده می‌شود؛ در زمینه لباس جایگزین مناسبی است.

Common. Specifically a cloth worn around shoulders; can often replace wrap in clothing contexts.

cloakعبا

رسمی/ادبی. لباس سنگین‌تر یا رسمی‌تر؛ کمتر جایگزین مستقیم اما در زمینه مشابه است.

Formal/literary. Heavier or more formal garment; less interchangeable but similar in context.

متضادها
4phrasal verb (فعل عبارتی)common
تمام کردنخاتمه دادنبستن

به پایان رساندن یا تمام کردن کاری یا رویدادی.

To finish or complete an activity or event.

«بیایید جلسه را سریع تمام کنیم.»

Let's wrap the meeting up quickly.

«آن‌ها هفته گذشته فیلم‌برداری را تمام کردند.»

They wrapped filming last week.

تفاوت با واژه‌های مشابه
finishتمام کردن

رایج. در اکثر موارد که به پایان رساندن فعالیت‌ها یا رویدادها اشاره دارد جایگزین است.

Common. Interchangeable in most contexts referring to ending activities or events.

concludeخاتمه دادن

رسمی. مخصوص موقعیت‌های رسمی یا اداری؛ در گفتار غیررسمی کمتر استفاده می‌شود.

Formal. Used especially in formal or official contexts; less common in casual speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000