بازگشت

cloak

/kloʊk/
cloaka type of outer garment
1noun (اسم)common
plural (جمع): cloaks
رداعباشنل

لباس رو اندازی گشاد که معمولاً بدون آستین است و روی لباس پوشیده می‌شود.

A loose outer garment worn over clothes, often sleeveless and reaching the knees or lower.

«او عصر سرد شنل سیاهی به تن داشت.»

She wore a black cloak on the cold evening.

«شنل جادوگر با تزیینات فراوان بود.»

The magician's cloak was richly decorated.

تفاوت با واژه‌های مشابه
capeشنل

روزمره. لباس رو اندازی مشابه اما معمولاً کوتاه‌تر و فقط روی شانه‌ها است؛ شنل معمولاً نواحی بیشتری را می‌پوشاند.

Everyday. Similar outer garment but usually shorter and often just covers the shoulders — 'wear a cape' works, but a cloak generally covers more.

mantleردا

رسمی یا ادبی. در میان سخنرانی تاریخی یا ادبی استفاده می‌شود و در گفتار روزمره کمتر به کار می‌رود.

Formal or literary. Often used in historical or poetic contexts, less common in daily speech.

متضادها
2verb (فعل)common
پوشاندنپنهان کردنمخفی کردن

پوشاندن یا پنهان کردن چیزی، اغلب به‌صورت مجازی برای پنهان کردن احساسات یا قصدها.

To cover or hide something, often used figuratively for concealing feelings or intentions.

«او سعی کرد نگرانی‌اش را با لبخند پنهان کند.»

He tried to cloak his nervousness with a smile.

«دره زیر مه غلیظی پوشیده شده بود.»

The valley was cloaked in thick fog.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hideمخفی کردن

روزمره. اصطلاح کلی برای پنهان کردن چیزی؛ وقتی معنی لغوی مدنظر است جایگزین cloak می‌شود ولی برای معنای مجازی یا رسمی کمتر کاربرد دارد.

Everyday. General term for making something unseen; can replace 'cloak' when the meaning is literal hiding, less for figurative or formal use.

maskپوشاندن (معنوی)

رایج. معمولاً برای معنای مجازی که احساسات یا نیت‌ها را پنهان می‌کند به کار می‌رود؛ در این موارد قابل جایگزینی است.

Common. Often used figuratively to mean covering true feelings or intentions; interchangeable in contexts about emotions or motives.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000