زمان گذشته و اسم مفعول فعل 'yield' به معنای تولید کردن یا فراهم آوردن.
Past tense and past participle of 'yield' (to produce or provide).
«باغ امسال محصول زیادی گوجهفرنگی به بار آورد.»
“The garden yielded a large harvest of tomatoes this year.”
«چاه نفت جدید بیشتر از حد انتظار تولید کرد.»
“The new oil well yielded more than expected.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. اصطلاح کلی برای ساختن یا ایجاد چیزی. اغلب قابل جایگزینی است، اما 'produced' میتواند فعالتر باشد، در حالی که 'yielded' نتیجهای طبیعی یا مورد انتظار را نشان میدهد. «کارخانه ماشین تولید کرد» در مقابل «زمین ذرت به بار آورد».
Common. General term for creating or making something. Often interchangeable, but 'produced' can be more active, while 'yielded' suggests a natural or expected result. 'The factory produced cars' vs 'The field yielded corn'.
رسمی. اغلب به معنای ایجاد یا به وجود آوردن، به ویژه در مورد چیزهای انتزاعی، انرژی یا داده. «پنلهای خورشیدی برق تولید کردند.» گاهی اوقات میتواند جایگزین 'yielded' شود، زمانی که تمرکز بر ایجاد است تا برداشت. «این سرمایهگذاری بازده خوبی تولید کرد.»
Formal. Often implies creation or bringing into existence, especially of abstract things, energy, or data. 'The solar panels generated electricity.' Can sometimes substitute for 'yielded' when the focus is on creation rather than harvest. 'This investment generated good returns.'
رسمی/ادبی. گذشته فعل 'bear'. اغلب برای میوه، گل یا فرزندان به کار میرود. برای محصولات صنعتی کمتر رایج است. «درخت میوه داد» درست است، اما «کارخانه محصولات داد» درست نیست.
Formal/literary. Past tense of 'bear'. Often used for fruit, flowers, or children. Less common for industrial products. 'The tree bore fruit' works, 'The factory bore products' doesn't.
متضادها
زمان گذشته و اسم مفعول فعل 'yield' به معنای تسلیم شدن یا کوتاه آمدن.
Past tense and past participle of 'yield' (to give way to pressure; to surrender).
«پس از بحثهای فراوان، کمیته بالاخره به خواستههای مردم کوتاه آمد.»
“After much debate, the committee finally yielded to the public's demands.”
«پل قدیمی جیرجیر کرد اما در برابر بار سنگین بیشتر از این تسلیم نشد.»
“The old bridge creaked but yielded no further to the heavy load.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. به معنای کاملاً دست کشیدن، اغلب در درگیری یا نبرد. قویتر از 'yielded'. «دشمن تسلیم شد» درست است، «او به خواستههای رئیسش تسلیم شد» خوب است، اما «او به خواستههای رئیسش کوتاه آمد» دیپلماتیکتر به نظر میرسد.
Common. Implies giving up entirely, often in a conflict or battle. Stronger than 'yielded'. 'The enemy surrendered' works, 'He surrendered to his boss' demands' is okay, but 'He yielded to his boss' demands' sounds more diplomatic.
رسمی. پذیرفتن یا تسلیم شدن در برابر نیروی برتر یا اقتدار یا اراده شخص دیگر. اغلب به معنای یک عمل رسمی است. «این پیشنهاد تابع تایید هیئت مدیره بود.» «او به خواستههای همسرش تمکین کرد.»
Formal. To accept or yield to a superior force or to the authority or will of another person. Often implies a formal act. 'The proposal submitted to board approval.' 'He submitted to his wife's wishes.'
رسمی. پذیرفتن اینکه چیزی درست یا معتبر است پس از انکار یا مقاومت اولیه. اغلب در بحثها یا مذاکرات استفاده میشود. «او این نکته را قبول کرد.» «او به شکست اذعان کرد.»
Formal. To admit that something is true or valid after first denying or resisting it. Often used in arguments or negotiations. 'He conceded the point.' 'She conceded defeat.'