بازگشت

ahead

a·head/əˈhɛd/
1adverb (قید)common
جلواز پیشقبلاً

در جلو یا پیش از چیزی یا کسی بودن.

In or toward the front; in advance of something or someone.

«ماشینی که جلو بود ناگهان توقف کرد.»

The car ahead suddenly stopped.

«از قبل برنامه‌ریزی کن تا از مشکلات جلوگیری کنی.»

Plan ahead to avoid problems.

تفاوت با واژه‌های مشابه
forwardبه جلو

مرسوم. وقتی به جهت یا پیشرفت فیزیکی اشاره دارد می‌تواند جایگزین ahead شود. مانند move ahead به جای move forward.

Common. Can replace 'ahead' when referring to physical direction or progress. E.g. 'Move forward' instead of 'move ahead'.

beforehandقبلاً

رسمی/غیررسمی. بیشتر برای زمان به معنی از پیش به کار می‌رود. در مکان فیزیکی قابل جایگزینی نیست. مثال: She arrived beforehand.

Formal/informal. Used mostly for time, meaning 'in advance'. Not interchangeable in physical location. Example: 'She arrived beforehand'.

متضادها
2adverb (قید)common
در آیندهپیشاپیشآینده‌نگرانه

در آینده؛ پیش‌بینی یا آمادگی برای اتفاقات آینده.

In the future; expecting or prepared for what is to come.

«ما به تعطیلات تابستان آینده فکر می‌کنیم.»

We are looking ahead to summer vacation.

«او برای رویداد بزرگ از قبل برنامه‌ریزی کرد.»

She planned ahead for the big event.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000