بازگشت

arrest

ar·rest/əˈrɛst/
ar-towardreststop
1verb (فعل)common
past (گذشته): arrestedpast participle (مفعولی): arrested-ing (حال): arresting3rd (سوم): arrests
بازداشت کردندستگیر کردن

دادگاه یا پلیس فردی را به دلیل مظنون بودن به جرم بازداشت می‌کند

To legally detain someone because they are suspected of a crime

«پلیس دیروز مظنون را بازداشت کرد.»

The police arrested the suspect yesterday.

«او به خاطر دزدی دستگیر شد.»

She was arrested for theft.

تفاوت با واژه‌های مشابه
detainنگه داشتن

رسمی. وقتی کسی را برای بازجویی موقت نگه می‌دارند جایگزین بازداشت است، اما بازداشت معنای رسمی‌تری دارد؛ مثلاً «آن‌ها شاهد را برای بازجویی نگه داشتند» درست است ولی «او را به جرم دزدی نگه داشتند» مرسوم نیست.

Formal. Can replace 'arrest' when temporarily holding someone for questioning, but 'arrest' implies official criminal charges; e.g., 'They detained the witness for questioning' works, but 'They detained him for theft' is less common.

apprehendدستگیر کردن

رسمی/حقوقی. بیشتر در متون رسمی یا نیروی انتظامی استفاده می‌شود، در مکالمه روزمره خیلی کاربرد ندارد؛ وقتی درباره دستگیری مجرمان است جایگزین بازداشت است.

Formal/legal. Mostly used in official or law enforcement contexts, not common in everyday speech; interchangeable with 'arrest' when referring to catching criminals.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): arrests
بازداشتدستگیری

عمل بازداشت یا دستگیری قانونی فردی به دلیل جرم

The act of legally detaining someone for a crime

«بازداشت بدون هیچ مقاومتی انجام شد.»

The arrest was made without any resistance.

«او پس از بازداشت اتهامات را رد کرد.»

He denied the charges after his arrest.

تفاوت با واژه‌های مشابه
detentionحبس موقت

رسمی. معمولاً حبس موقت را می‌رساند تا بازداشت رسمی؛ در برخی زمینه‌های قانونی قابل جایگزینی است ولی در گفتار روزمره معمولاً نیست.

Formal. Often implies temporary holding rather than formal arrest; 'detention' can be used interchangeably with 'arrest' in some legal contexts but not in everyday speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000