بازگشت

aura

au·ra/ˈɔːr·ə/
1noun (اسم)common
plural (جمع): auras
هالهجوفضا

ویژگی یا حالتی خاص که ظاهراً اطراف یک شخص، مکان یا چیز دیگر دیده می‌شود.

A distinctive atmosphere or quality that seems to surround a person, place, or thing.

«کلیسای قدیمی هاله‌ای اسرارآمیز داشت.»

The old church had a mysterious aura.

«او هاله‌ای از اعتماد به نفس دارد.»

She has an aura of confidence.

تفاوت با واژه‌های مشابه
atmosphereفضا

رایج. وقتی درباره احساس کلی یا حال وهوا صحبت می‌شود قابل تعویض است، مثل «اتاق فضای صمیمی داشت». کمتر برای افراد کاربرد دارد.

Common. Often interchangeable when referring to the general feeling or mood around something, e.g. 'The room had a cozy atmosphere'. Less used for people.

vibeحال و هوا

محاوره‌ای. بیشتر در مکالمات دوستانه برای توصیف حال و هوای فرد یا مکان به کار می‌رود، مثل «اون حال و هوای خوبی میده». در نوشته‌های رسمی مناسب نیست.

Informal. Used mostly in casual contexts to describe the feeling around a person or place, e.g. 'She gives off a positive vibe.'. Not suitable in formal writing.

متضادها
2noun (اسم)formal
plural (جمع): auras
هاله انرژیهاله نور

در برخی باورها، میدان انرژی ظریف و نامرئی یا درخشش اطراف موجود زنده.

In some beliefs, a subtle invisible energy field or glow surrounding a living being.

«ادعا می‌کرد هاله اطراف افراد را می‌بیند.»

He claimed to see the aura around people.

«مراقبه می‌تواند به تو کمک کند هاله‌ات را احساس کنی.»

Meditation can help you feel your aura.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000