back in the groove

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/bæk ɪn ðə ɡruv/
phrase (عبارت)informal

عبارت — دوباره روی روال افتادن

دوباره روی روال افتادندوباره راه افتادن

دوباره با تمرکز و روانیِ معمول کار یا اجرا کردن.

Working or performing comfortably and effectively again.

«بعد از یک هفته دوباره روی روال افتاده‌ام.»

After a week, I'm back in the groove.

«چند تمرین آن‌ها را دوباره راه انداخت.»

A few rehearsals got them back in the groove.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000