back in the groove
/bæk ɪn ðə ɡruv/
phrase (عبارت)informal
عبارت — دوباره روی روال افتادن
دوباره روی روال افتادندوباره راه افتادن
دوباره با تمرکز و روانیِ معمول کار یا اجرا کردن.
Working or performing comfortably and effectively again.
«بعد از یک هفته دوباره روی روال افتادهام.»
“After a week, I'm back in the groove.”
«چند تمرین آنها را دوباره راه انداخت.»
“A few rehearsals got them back in the groove.”