بازگشت

beautiful

beau·ti·ful/ˈbjuːtɪfʊl/
beautyquality of being pleasing to the senses-fulfull of / characterized by
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more beautifulsuperlative (عالی): most beautiful
زیباقشنگجمیل

دارای زیبایی، دلپذیر برای حواس یا ذهن.

Pleasing to the senses or mind aesthetically.

«او صدای زیبایی دارد.»

She has a beautiful voice.

«چه غروب آفتاب زیبایی!»

What a beautiful sunset!

تفاوت با واژه‌های مشابه
prettyخوشگل/زیبا/دوست داشتنی/دلربا. واژه pretty یک واژه روزمره و غیررسمی است که اغلب برای زیبایی لطیف و دلپذیر، معمولاً برای چیزهای کوچک‌تر، زنان یا کودکان استفاده می‌شود. به عنوان مثال: 'یک گل خوشگل' (A pretty flower) مناسب است، اما 'یک منظره خوشگل' (A pretty landscape) کمتر از 'منظره زیبا' (beautiful landscape) رایج است. 'Beautiful' به طور کلی قوی‌تر و کاربرد گسترده‌تری دارد.
gorgeousفوق‌العاده زیبا/باشکوه/دلربا/جذاب. واژه gorgeous یک واژه غیررسمی و تاکیدی است. این واژه یک مترادف قوی‌تر برای 'beautiful' است که به معنای زیبایی خیره‌کننده یا درخشان است و اغلب برای افراد یا مناظر بسیار زیبا استفاده می‌شود. به عنوان مثال: 'او در آن لباس فوق‌العاده زیبا به نظر می‌رسید' (She looked gorgeous in that dress) یا 'یک غروب آفتاب فوق‌العاده زیبا' (A gorgeous sunset) صحیح است. این واژه درجه بالاتری از زیبایی را منتقل می‌کند.
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000