بازگشت

beef

/biːf/
1noun (اسم)common
گوشت گاوگوشت گوساله

گوشت گاو که برای خوراک استفاده می‌شود.

Meat from a cow used as food.

«برای شام خورشتی خوشمزه با گوشت گاو درست کردم.»

I made a delicious beef stew for dinner.

«او در رستوران همبرگر گوشت گاو سفارش داد.»

She ordered a beef burger at the restaurant.

تفاوت با واژه‌های مشابه
steakاستیک

روزمره. به برش قطور گوشت گاو گفته می‌شود، معمولاً کباب یا سرخ شده است، نه به گوشت عمومی.

Everyday. Refers specifically to a thick slice of beef, often grilled or fried, not the meat generally.

meatگوشت

کلی و شامل همه گوشت حیوانات است، نه فقط گوشت گاو. وقتی منظور گوشت گاو است 'beef' استفاده کنید.

Very general, includes all animal flesh, not specifically beef. Use 'beef' when meaning cow meat.

متضادها
2noun (اسم)informal
plural (جمع): beefs
اختلافشکایتنزاع

شکایت یا اختلاف نظر بین افراد.

A complaint or disagreement between people.

«آنها به خاطر مرزهای ملک با هم اختلاف دارند.»

They have a beef over the property boundaries.

«من نمی‌خواهم با تو مشکلی داشته باشم.»

I don't want any beef with you.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disputeاختلاف

رسمی. در مورد بحث‌های جدی جایگزین 'beef' می‌شود اما کمتر محاوره‌ای است.

Formal. Can replace 'beef' in serious arguments but sounds less casual or slangy.

argumentدعوا

روزمره. معادل 'beef' در بافت‌های غیررسمی، بیشتر مربوط به بحث‌های کلامی است.

Everyday. Synonymous with beef in informal contexts, especially referring to verbal disagreements.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000