بازگشت

bombard

bom·bard/bɒmˈbɑːrd/
1verb (فعل)common
past (گذشته): bombardedpast participle (مفعولی): bombarded-ing (حال): bombarding3rd (سوم): bombards
بمباران کردنتوپ‌باران کردن

مکانی را به طور مداوم با بمب، گلوله یا سایر پرتابه‌ها مورد حمله قرار دادن.

To attack a place continuously with bombs, shells, or other missiles.

«شهر در طول جنگ هفته‌ها بمباران شد.»

The city was bombarded for weeks during the war.

«آنها به بمباران مواضع دشمن ادامه می‌دهند.»

They continue to bombard the enemy's positions.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shellگلوله‌باران کردن

فنی/نظامی. به طور خاص به حمله با گلوله‌های توپخانه اشاره دارد. وقتی به حملات توپخانه‌ای اشاره می‌شود، می‌تواند جایگزین bombard شود، اما bombard گسترده‌تر است و بمب‌های هوایی را نیز شامل می‌شود. 'سربازان مواضع دشمن را گلوله‌باران کردند' درست است، اما اگر از بمب‌های هوایی استفاده شده باشد 'آنها شهر را گلوله‌باران کردند' کمتر محتمل است.

Technical/Military. Specifically refers to attacking with artillery shells. Can be used interchangeably with 'bombard' when referring to artillery attacks, but 'bombard' is broader and includes aerial bombs. 'The troops shelled the enemy position' works, but 'They shelled the city' is less likely if aerial bombs were used.

assailحمله کردن

رسمی/ادبی. می‌تواند به حمله فیزیکی یا کلامی/عاطفی اشاره داشته باشد. کمتر مربوط به پرتابه‌ها و بیشتر مربوط به حمله‌ای قوی و مستقیم است. 'او با تردیدها مورد حمله قرار گرفت' یا 'ارتش به قلعه حمله کرد' کاربرد دارد. Bombard به حمله سنگین و مداوم با پرتابه اشاره دارد.

Formal/Literary. Can refer to a physical attack or a verbal/emotional one. Less about missiles and more about a strong, direct attack. 'He was assailed by doubts' works, 'The army assailed the fort' works. 'Bombard' implies heavy, continuous projectile attack.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): bombardedpast participle (مفعولی): bombarded-ing (حال): bombarding3rd (سوم): bombards
سوال‌پیچ کردنبمباران اطلاعاتی کردن

جریانی پیوسته از سوالات، انتقادات یا اطلاعات را به سوی کسی روانه کردن.

To direct a continuous stream of questions, criticisms, or information at someone.

«خبرنگاران سیاستمدار را با سوالات بمباران کردند.»

The reporters bombarded the politician with questions.

«الان مرا با مشکلاتت بمباران نکن.»

Don't bombard me with your problems right now.

تفاوت با واژه‌های مشابه
overwhelmغرق کردن

رایج. به معنای تحت تأثیر قرار گرفتن توسط مقدار زیادی از چیزی است. زمانی که بمباران منجر به احساس غرق شدن شود، قابل جایگزینی است. 'او با سؤالات غرق شد' یا 'مرا با جزئیات غرق نکن' کاربرد دارد. Bombard بر عمل ارسال تمرکز دارد، overwhelm بر تأثیر آن.

Common. Implies a sense of being overcome by too much of something. Can be interchangeable when the bombardment leads to feeling overwhelmed. 'She was overwhelmed with questions' works, 'Don't overwhelm me with details' works. 'Bombard' focuses on the act of sending, 'overwhelm' on the effect.

floodسیل‌آسا روانه کردن

رایج. به معنای آمدن مقدار زیادی از چیزی به سرعت، اغلب اطلاعات یا پیام‌ها. 'صندوق ورودی من پر از ایمیل شد' یا 'مرا با درخواست‌ها بمباران نکن' کاربرد دارد. برای ورودی‌های بزرگ و سریع قابل جایگزینی است، اما bombard می‌تواند نیت تهاجمی‌تری را نیز برساند.

Common. Implies a large quantity coming quickly, often of information or messages. 'My inbox was flooded with emails' works, 'Don't flood me with requests' works. Interchangeable for large, rapid inflows, but 'bombard' can imply a more aggressive intent.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000