box seat
اسم — صندلی جایگاه ویژه
صندلیای در بخش خصوصی یا محصورِ سالن نمایش یا ورزشگاه.
A seat in a private or enclosed section of a theater or stadium.
«برای اپرا یک صندلی لژ رزرو کردیم.»
“We booked a box seat for the opera.”
«هر صندلی جایگاه ویژه دید خوبی داشت.»
“Each box seat offered a clear view.”
اسم — جایگاه عالی برای تماشا
موقعیتی که دیدی عالی و نزدیک از رویدادها فراهم میکند.
A position that gives an especially good view of events.
«بالکن ما بهترین جای تماشای رژه بود.»
“Our balcony gave us a box seat for the parade.”
«خبرنگاران از نزدیک شاهد مذاکرات بودند.»
“Reporters had a box seat for the negotiations.”
تفاوت با واژههای مشابه
خنثی و کمی رسمی است. وقتی بر دیدگاه یا موقعیت مناسب تأکید شود میتواند جای box seat بیاید، اما معمولاً در ترکیب vantage point میآید و استعارهٔ صندلی تماشاگر را ندارد. در توصیف تحلیلی کاربرد دارد.
Neutral and somewhat formal. It can replace 'box seat' when emphasizing a favorable viewpoint, but it usually appears in 'vantage point' and lacks the spectator-seat metaphor. Speakers choose it for analytical descriptions.
اسم — صندلی کالسکهران
صندلی بلندِ راننده در جلوی کالسکهٔ اسبی.
The driver's raised seat on a horse-drawn coach.
«کالسکهران روی صندلی جلوی کالسکه رفت.»
“The coachman climbed onto the box seat.”
«فانوسی کنار صندلی کالسکهران آویزان بود.»
“A lantern hung beside the box seat.”