bring together

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bring to·geth·er/brɪŋ təˈɡeðər/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — گرد هم آوردن

گرد هم آوردنمتحد کردن

آدم‌ها یا چیزها را گرد هم آوردن تا ملاقات کنند، متحد شوند یا با هم کار کنند.

To cause people or things to meet, join, or work as one.

«این جشنواره هنرمندان محلی را گرد هم می‌آورد.»

The festival brings together local artists.

«این پروژه دو تیم را کنار هم آورد.»

The project brought the two teams together.

تفاوت با واژه‌های مشابه
uniteمتحد کردن

خنثی تا رسمی است. برای یکپارچه کردن گروه‌ها، مانند unite the teams، جایگزین می‌شود؛ اما کمتر به معنای ترتیب دادن یک ملاقات است.

Neutral to formal. It can replace 'bring together' for joining groups, as in 'unite the teams', but it less often means arranging a meeting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000