cause consequences

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

cause con·se·quen·ces/kɔːz ˈkɑːnsɪkwensɪz/
phrase (عبارت)formal

عبارت — پیامد ایجاد کردن

پیامد ایجاد کردنباعث عواقب شدن

نتیجه‌ها یا پیامدهایی، به‌ویژه پیامدهای ناخوشایند، به‌وجود آوردن.

To produce results or effects, especially unwanted ones.

«تصمیم‌های بی‌دقت می‌توانند پیامدهای جدی ایجاد کنند.»

Careless decisions can cause serious consequences.

«این خطا پیامدهای غیرمنتظره‌ای به‌وجود آورد.»

The error caused unexpected consequences.

تفاوت با واژه‌های مشابه
affectتأثیر گذاشتن

روزمره. در affect the outcome می‌تواند جایگزین شود، اما فقط به معنای اثر گذاشتن است و لزوماً ایجاد نتیجه را نمی‌رساند. وقتی اثر ممکن است جزئی باشد به‌کار می‌رود.

Everyday. It can replace 'cause consequences' in 'affect the outcome', but it only means influence and does not necessarily mean produce a result. Choose it when the effect may be partial.

triggerباعث شدن

روزمره/رسمی. وقتی یک رویداد مستقیماً رویداد دیگری را آغاز می‌کند، مانند trigger a reaction، می‌تواند جایگزین شود، اما برای همهٔ پیامدهای بلندمدت به‌کار نمی‌رود. برای علت آغازگر و فوری استفاده می‌شود.

Everyday/formal. It can replace the phrase when one event directly starts another, as in 'trigger a reaction', but it is not used for every long-term consequence. Choose it for an immediate initiating cause.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000