commonly found (in)

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

com·mon·ly found (in)/ˈkɒmənli faʊnd ɪn/
phrase (عبارت)common

عبارت — معمولاً در ... یافت می‌شود

معمولاً در ... یافت می‌شوداغلب در ... وجود دارد

در مکان، گروه یا چیز مشخصی به‌وفور وجود دارد یا دیده می‌شود.

Present or occurring often in a particular place, group, or thing.

«نمک معمولاً در غذاهای فرآوری‌شده یافت می‌شود.»

Salt is commonly found in processed food.

«این درختان اغلب در مناطق مرطوب دیده می‌شوند.»

These trees are commonly found in wet areas.

تفاوت با واژه‌های مشابه
prevalentشایع

رسمی. برای چیزی گسترده در یک گروه یا مکان است، نه یک شیء. در گزارش‌ها به کار می‌رود.

Formal. It describes something widespread in a group or place, not one object. Choose it in reports.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000