بازگشت

conceive

con·ceive/kənˈsiːv/
con-with / together-ceivetake / grasp
1verb (فعل)common
past (گذشته): conceivedpast participle (مفعولی): conceived-ing (حال): conceiving3rd (سوم): conceives
تصور کردنطرح‌ریزی کردندر نظر گرفتن

یک ایده یا نقشه را در ذهن شکل دادن یا ابداع کردن.

To form or devise a plan or idea in the mind.

«او نقشه‌ای درخشان برای فرار طراحی کرد.»

He conceived a brilliant plan to escape.

«تصور چنین جهان وسیعی دشوار است.»

It's hard to conceive of such a vast universe.

تفاوت با واژه‌های مشابه
imagineتصور کردن

روزمره. تصویر یا مفهومی ذهنی از چیزی را شکل دادن، اغلب بدون اینکه واقعی باشد. 'تصور کردن یک ماشین پرنده' صحیح است. در مورد شکل‌گیری تصویر ذهنی می‌تواند جایگزین conceive شود، اما 'conceive a plan' رسمی‌تر است.

Everyday. To form a mental image or concept of something, often without it being real. 'Imagine a flying car' works. Can often replace 'conceive' for forming a mental picture, but 'conceive a plan' is more formal.

deviseابداع کردن

رسمی. چیزی را با دقت و زیرکی برنامه‌ریزی یا اختراع کردن. 'ابداع یک استراتژی' صحیح است. بیشتر بر ایجاد فعالانه یک طرح متمرکز است تا صرفاً فکر کردن به آن.

Formal. To plan or invent something carefully and cleverly. 'Devise a strategy' works. More focused on the active creation of a plan rather than just thinking of it.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): conceivedpast participle (مفعولی): conceived-ing (حال): conceiving3rd (سوم): conceives
حامله شدنآبستن شدنباردار شدن

باردار شدن با یک فرزند.

To become pregnant with a child.

«آنها یک سال بود که برای بچه‌دار شدن تلاش می‌کردند.»

They had been trying to conceive for a year.

«او اولین فرزندش را در سن کم باردار شد.»

She conceived her first child at a young age.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000