consents

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

con·sents/kənˈsɛnts/
verb (فعل)commonpast (گذشته): consentedpast participle (مفعولی): consented-ing (حال): consenting3rd (سوم): consents

فعل — موافقت کردن

موافقت کردناجازه دادن

اجازه دادن یا موافقت کردن با چیزی.

Gives permission or agrees to something.

«او با پیشنهاد موافقت می‌کند.»

She consents to the proposal.

«بیمار با درمان موافقت می‌کند.»

The patient consents to the treatment.

تفاوت با واژه‌های مشابه
agreesموافقت می‌کند

رایج. معنی مشابه؛ consent رسمی‌تر است.

Common. Similar meaning; 'consent' is more formal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000