consecutive

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

con·se·cu·tive/kənˈsek.jʊ.tɪv/
con-together / withsecut-follow-ivehaving the nature of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more consecutivesuperlative (عالی): most consecutive

صفت — پشت سر هم

پشت سر هممتوالیپیوسته

به صورت پشت سر هم و بدون وقفه اتفاق افتادن.

Following one after another without interruption.

«او سه قهرمانی متوالی کسب کرد.»

He won three consecutive championships.

«این رویداد در روزهای پیاپی اتفاق افتاد.»

The event happened on consecutive days.

تفاوت با واژه‌های مشابه
successiveمتوالی

رسمی. معمولاً در بیشتر موارد به جای consecutive استفاده می‌شود، مثلاً «روزهای متوالی»، اما در مکالمه روزمره کمتر کاربرد دارد.

Formal. Generally interchangeable with 'consecutive' in most contexts describing order with no gaps, e.g. 'successive days', but less common in casual speech.

sequentialترتیبی

رسمی/فنی. بیشتر در توصیف فرایندها یا ترتیب‌ها استفاده می‌شود و همیشه به معنای پشت سر هم بدون وقفه نیست؛ هرگز در همه موارد جایگزین consecutive نیست.

Formal/technical. Used especially for ordered sequences or processes, not always indicating no gaps; not fully interchangeable with consecutive in all contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000