بازگشت

course

/kɔːrs/
1noun (اسم)common
plural (جمع): courses
دورهدرسرشته تحصیلی

مجموعه‌ای از درس‌ها یا سخنرانی‌ها درباره یک موضوع مشخص.

A series of lessons or lectures on a particular subject.

«او در دوره زبان فرانسه ثبت‌نام کرد.»

She enrolled in a French language course.

«این دوره مهارت‌های پایه کامپیوتر را آموزش می‌دهد.»

This course covers basic computer skills.

تفاوت با واژه‌های مشابه
classکلاس

روزمره. وقتی به یک جلسه آموزشی اشاره دارد قابل تعویض است اما برای کل دوره آموزشی نه.

Everyday. Interchangeable with 'course' when referring to a single scheduled lesson but not for the entire educational program.

programبرنامه

رسمی. به یک مسیر آموزشی کامل شامل چندین دوره اشاره دارد، نه تنها یک دوره.

Formal. Refers to a full educational pathway including multiple courses, not just one.

2noun (اسم)common
plural (جمع): courses
مسیرجهت

مسیر یا جهتی که چیزی مانند کشتی، هواپیما یا رودخانه دنبال می‌کند.

The path or direction followed by something moving, such as a ship, airplane, or a river.

«کشتی مسیر خود را برای دوری از تندباد تغییر داد.»

The ship changed its course to avoid the storm.

«رودخانه مسیری پرپیچ‌وخم در دره طی می‌کند.»

The river follows a winding course through the valley.

تفاوت با واژه‌های مشابه
routeمسیر

روزمره. هنگام اشاره به مسیرهای برنامه‌ریزی شده، معمولا قابل تعویض است.

Everyday. Often interchangeable with 'course' when referring to planned paths for travel.

directionجهت

روزمره. به طور کلی به سمت اشاره دارد ولی برای مسیر حرکت خاص کمتر دقیق است.

Everyday. Refers broadly to orientation but less specific than 'course' for movement paths.

3noun (اسم)common
plural (جمع): courses
دسرغذامرحله وعده غذایی

یک بخش یا غذای ارائه شده در یک وعده غذایی.

A dish or part of a meal served at one time.

«غذای اصلی ماهی کبابی بود.»

The main course was grilled fish.

«ما سه مرحله غذا در رستوران خوردیم.»

We had three courses at the restaurant.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dishغذا

روزمره. وقتی درباره خوراکی‌های جداگانه صحبت می‌شود جایگزین course می‌شود.

Everyday. Can replace 'course' when referring to individual food items served during a meal.

mealوعده غذایی

روزمره. به کل وعده غذایی اشاره دارد، نه یک بخش جداگانه.

Everyday. Refers to the whole eating event, not a single course.

4noun (اسم)common
plural (جمع): courses
مسیردوره

مسیر یا جهت حرکت در ورزش‌ها یا فعالیت‌های فضای باز.

A route or direction of movement in sports or outdoor activities.

«مسیر گلف برای بازیکنان چالش‌برانگیز بود.»

The golf course was challenging for players.

«دوچرخه‌سواران مسیر دوچرخه کوهستان را با دقت طی کردند.»

Cyclists followed the mountain bike course carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trackمسیر دو

روزمره. برای مسیرهای دویدن یا مسابقه کاربرد دارد؛ گاهی جایگزین course می‌شود.

Everyday. Used for established running or racing paths; sometimes interchangeable with 'course'.

trailمسیر پیاده‌روی

روزمره. به مسیرهای مشخص، به‌ویژه برای پیاده‌روی، اشاره دارد؛ کمی متفاوت با course است.

Everyday. Commonly refers to a marked path, especially for hiking; similar but more natural than course.

5verb (فعل)formal
past (گذشته): coursedpast participle (مفعولی): coursed-ing (حال): coursing3rd (سوم): courses
جاری شدنجریان یافتنحرکت سریع داشتن

به سرعت از روی یا در میان سطح یا منطقه‌ای حرکت کردن.

To flow or move swiftly through or over a surface or area.

«خون در رگ‌ها جریان دارد.»

Blood courses through the veins.

«رودخانه پس از باران با سرعت جریان می‌یابد.»

The river courses swiftly after the rain.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flowجاری شدن

متداول. وقتی درباره مایعات یا حرکت‌های مشابه باشد قابل تعویض است.

Common. Interchangeable when referring to liquids or similar movements.

rushشتافتن

متداول. سرعت و فوریت بیشتری نسبت به course تاکید دارد.

Common. Emphasizes speed and urgency more than 'course'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000