damn

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/dæm/
1interjection (حرف ندا)informal

حرف ندا — لعنت

لعنتخدایا

برای ابراز عصبانیت، ناراحتی یا تعجب به کار می‌رود و معمولاً دارای بار توهین‌آمیز است.

Used to express anger, frustration, or surprise, often offensively.

«لعنت! کلیدهایم را فراموش کردم.»

Damn! I forgot my keys.

«لعنت، ایستادن نزدیک بود!»

Damn, that was close!

تفاوت با واژه‌های مشابه
blastلعنت

غیررسمی. برای ابراز ناراحتی مشابه damn استفاده می‌شود ولی کمتر توهین‌آمیز است. در مکالمات دوستانه مناسب است.

Informal. Used similarly to 'damn' when expressing frustration, but less offensive. Works in casual speech but not in formal contexts.

heckلعنت

غیررسمی و ملایم. جایگزینی برای ناسزاهای قوی‌تر مثل damn. در مکالمات مودبانه بیشتر استفاده می‌شود.

Informal and mild. A euphemism replacing stronger swear words like 'damn'. Interchangeable in polite conversation but not in strong expressions of anger.

2verb (فعل)formalpast (گذشته): damnedpast participle (مفعولی): damned-ing (حال): damning3rd (سوم): damns

فعل — محکوم کردن

محکوم کردنلعنت کردن

محکوم کردن کسی یا چیزی به مجازات یا سرنوشت بد، یا ابراز نارضایتی شدید.

To condemn someone or something to punishment or negative fate, or to express strong disapproval.

«او برای جنایاتش محکوم شد.»

He was damned for his crimes.

«آن‌ها این تصمیم را به عنوان ناعادلانه محکوم کردند.»

They damned the decision as unfair.

تفاوت با واژه‌های مشابه
condemnمحکوم کردن

رسمی. در زمینه‌های حقوقی یا اخلاقی به کار می‌رود؛ فقط در محکومیت شدید قابل جایگزینی با damn است.

Formal. Used in legal or moral contexts; interchangeable with 'damn' only in serious condemnation, not casual speech.

curseنفرین کردن

روزمره. همانند damn برای آرزوی بدی استفاده می‌شود اما بیشتر به آسیب فراطبیعی اشاره دارد.

Everyday. Similar to 'damn' for wishing something bad, but often implies supernatural harm rather than just disapproval.

متضادها
3adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): damnersuperlative (عالی): damnest

صفت — لعنتی

لعنتیگستاخانهناراحت‌کننده

برای تأکید بر احساسات شدید درباره چیزی، معمولاً منفی یا آزاردهنده، به کار می‌رود.

Used to emphasize strong feelings about something, often negative or annoying.

«این تلفن لعنتی هیچ‌وقت درست کار نمی‌کند.»

This damn phone never works properly.

«من نمی‌توانم آن صدای لعنتی را تحمل کنم.»

I can't stand that damn noise.

تفاوت با واژه‌های مشابه
terribleوحشتناک

رایج. در موقعیت‌های مودبانه برای ابراز احساسات منفی شدید به جای damn استفاده می‌شود.

Common. Often replaces 'damn' in polite contexts when expressing strong negative feelings about something.

shittyافتضاح

غیررسمی و رکیک. قوی‌تر و توهین‌آمیزتر از damn است و در صحبت‌های خشن به کار می‌رود.

Informal, vulgar. Stronger and more offensive than 'damn', used in harsh or angry speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000