بازگشت

deadness

dead·ness/ˈdɛdnəs/
deadno longer alive-nessstate or quality
noun (اسم)common
مرده‌بودنبی‌جان بودنجان‌سپردگی

حالت یا ویژگی مرده بودن؛ بی‌جان بودن.

The state or quality of being dead; lifelessness.

«بی‌جان بودن خانه متروکه ترسناک بود.»

The deadness of the abandoned house was eerie.

«او مرده‌بودن را در چشمانش احساس کرد.»

She felt the deadness in his eyes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lifelessnessبی‌جان بودن

متداول. وقتی برای تاکید بر نبودن زندگی باشد جایگزین deadness می‌شود، مثلا «بی‌جان بودن اتاق». برای مفاهیم انتزاعی مرگ استفاده نمی‌شود.

Common. Can replace 'deadness' when emphasizing absence of life, e.g., 'the lifelessness of the room'. Not used for abstract death concepts.

stillnessسکون

متداول. بیشتر به نبود حرکت اشاره دارد تا مرگ؛ فقط وقتی deadness به سکون کامل اشاره دارد جابگزین می‌شود، مثلا «سکون جسم مرده».

Common. Refers to lack of movement more than death; interchangeable only when deadness implies complete motionlessness, e.g., 'the stillness of a dead body'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000