بازگشت

deed

/diːd/
1noun (اسم)formal
plural (جمع): deeds
سندعقدنامه

مدرکی رسمی که مالکیت یا حقوق مربوط به یک ملک را نشان می‌دهد.

A legal document that shows ownership or rights to property.

«او دیروز سند خانه را امضا کرد.»

He signed the deed for the house yesterday.

«سند ثابت می‌کند که مالک زمین هستید.»

The deed proves you own the land.

تفاوت با واژه‌های مشابه
documentسند

رسمی. در موقعیت‌های مدارک رسمی می‌تواند جایگزین deed شود ولی عمومیت بیشتری دارد؛ deed خاص اسناد مالکیت است.

Formal. Can replace 'deed' in contexts of official papers but is more general; 'deed' is specific to legal property documents.

titleعنوان مالکیت

رسمی/حقوقی. اغلب هنگام اشاره به اسناد مالکیت ملک با deed قابل تعویض است.

Formal/legal. Often interchangeable with 'deed' when referring to property ownership records, especially in real estate.

2noun (اسم)common
plural (جمع): deeds
کارعملکردار

اقدام یا کاری که به‌ویژه برجسته یا عمدی باشد.

An action or act, especially one that is notable or intentional.

«کمک به دیگران کار خوبی است.»

Helping others is a good deed.

«او به خاطر کارهای دلاورانه‌اش مورد تقدیر قرار گرفت.»

She was honored for her brave deeds.

تفاوت با واژه‌های مشابه
actکار

روزمره. وقتی به عمل اشاره می‌کند معمولاً با deed قابل تعویض است ولی deed معمولاً برجستگی یا عمدی بودن را می‌رساند.

Common. Often interchangeable with 'deed' when referring to an action, but 'deed' often emphasizes significance or intentionality.

actionعمل

روزمره. هم‌معنی deed برای هر کاری که انجام می‌شود، معمولاً خنثی است؛ deed ممکن است بار اخلاقی یا قانونی داشته باشد.

Common. Synonym of 'deed' for any done act, usually neutral; 'deed' can carry moral or legal connotations.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000