بازگشت

dirt

/dɜːrt/
1noun (اسم)common
خاککثیفیچرک

خاک یا زمین سست؛ هر ماده کثیف یا نامرتب.

Loose soil or earth; any filthy or messy substance.

«کف پر از خاک است.»

There's a lot of dirt on the floor.

«بچه‌ها عاشق بازی در خاک هستند.»

Kids love to play in the dirt.

تفاوت با واژه‌های مشابه
soilخاک

متداول. به طور خاص به لایه بالایی زمین که گیاهان در آن رشد می‌کنند، اشاره دارد. در مورد زمین برای باغبانی یا کشاورزی قابل جایگزینی است. 'Plant the seeds in fertile soil' درست است.

Common. Specifically refers to the upper layer of earth in which plants grow. Interchangeable when talking about earth for gardening or agriculture. 'Plant the seeds in fertile soil' works.

grimeچرک و کثیفی

متداول. به لایه‌ای از کثیفی، به ویژه روی یک سطح، که اغلب حذف آن دشوار است، اشاره دارد. در اشاره به کثیفی‌های سرسخت روی سطح قابل جایگزینی است. 'The window was covered in grime' درست است.

Common. Refers to a layer of dirt, especially on a surface, often difficult to remove. Interchangeable when referring to stubborn surface filth. 'The window was covered in grime' works.

متضادها
2noun (اسم)informal
افترابدگوییرسوایی

اطلاعات رسواکننده یا بدخواهانه درباره کسی.

Scandalous or malicious information about someone.

«خبرنگار سعی داشت اطلاعاتی رسواکننده درباره سیاستمدار پیدا کند.»

The journalist was trying to dig up some dirt on the politician.

«به تمام آن بدگویی‌ها گوش نده، احتمالا درست نیست.»

Don't listen to all that dirt, it's probably not true.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scandalرسوایی

متداول. به رویداد یا وضعیتی اشاره دارد که از نظر اخلاقی یا قانونی اشتباه تلقی شده و باعث خشم عمومی می‌شود. در اشاره به رسوایی گسترده عمومی قابل جایگزینی است. 'A political scandal erupted' درست است.

Common. Refers to an event or situation considered morally or legally wrong and causing public outrage. Interchangeable when referring to widespread public disgrace. 'A political scandal erupted' works.

gossipشایعه

متداول. به مکالمه یا گزارش‌های غیررسمی یا بدون قید و شرط درباره افراد دیگر اشاره دارد که معمولاً شامل جزئیاتی است که صحت آنها تأیید نشده است. وقتی اطلاعات تأیید نشده و شخصی باشد، قابل جایگزینی است. 'He loves to spread gossip' درست است.

Common. Refers to casual or unconstrained conversation or reports about other people, typically involving details that are not confirmed as true. Interchangeable when the information is unverified and personal. 'He loves to spread gossip' works.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000