بازگشت

faithlessness

faith·less·ness/ˈfeɪθ.ləs.nəs/
faithbelief or trust-lesswithout-nessstate or quality
noun (اسم)formal
بی‌وفاییعدم وفاداریبی‌ایمانی

حالت یا وضعیتی که در آن شخص یا چیزی وفادار نباشد یا اعتماد و باور نداشته باشد.

The state of being unfaithful or lacking loyalty, trust, or belief.

«بی‌وفایی او رابطه‌شان را عمیقاً آسیب زد.»

His faithlessness hurt their relationship deeply.

«بی‌وفایی کارکنان باعث مشکلات زیادی در شرکت شد.»

The faithlessness of the employees led to many problems in the company.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disloyaltyبی‌وفایی

رسمی. معمولاً وقتی به بی‌وفایی بین افراد اشاره دارد جایگزین faithlessness می‌شود؛ مثلاً «بی‌وفایی نسبت به یک دوست». در زمینه‌های مذهبی کمتر کاربرد دارد.

Formal. Can replace faithlessness mostly when referring to lack of loyalty between people — e.g. 'disloyalty to a friend'. Less common in religious/belief contexts.

infidelityخودداری از وفاداری

رسمی/فنی. بیشتر برای عدم وفاداری در ازدواج یا روابط نزدیک است. برای عدم باور یا اعتماد عمومی معمول نیست.

Formal/technical. Used especially for unfaithfulness in marriage or intimate relationships. Not commonly used for general lack of belief or trust.

unfaithfulnessبی‌وفایی

رایج. مترادف مستقیم، در بیشتر زمینه‌های وفاداری یا اعتماد قابل تعویض است.

Common. Direct synonym, interchangeable in most contexts involving loyalty or trust.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000