dispell

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

dis·pell/dɪˈspɛl/
dis-to do the oppositepell (from spell)to send away
verb (فعل)commonpast (گذشته): dispeltpast participle (مفعولی): dispelt-ing (حال): dispelling3rd (سوم): dispels

فعل — از بین بردن

از بین بردنبرطرف کردن

باعث شدن شک، احساس یا باور ناپدید شود.

To cause a doubt, feeling, or belief to disappear.

«کلمات او ترس‌های من را برطرف کرد.»

Her words dispelled my fears.

«خورشید مه صبحگاهی را از بین برد.»

The sun dispelled the morning mist.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dispelبرطرف کردن

املای استاندارد کلمه؛ 'dispell' تلفظ متفاوتی از این کلمه است و کمتر رایج است.

Standard spelling of the word; 'dispell' is a variant spelling, less common.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000