divergence

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

di·ver·gence/daɪˈvɜːrdʒəns/
di-apart / awayvergeto bend / incline-enceaction / state / quality
1noun (اسم)commonplural (جمع): divergences

اسم — واگرایی

واگراییانشعابافتراق

فرایند یا حالت واگرا شدن، جدا شدن، یا حرکت در جهات مختلف.

The process or state of diverging, separating, or moving in different directions.

«اختلاف نظر آشکاری بین اعضای کمیته وجود داشت.»

There was a clear divergence of opinion among the committee members.

«واگرایی دو رودخانه یک دلتای جدید ایجاد کرد.»

The divergence of the two rivers created a new delta.

تفاوت با واژه‌های مشابه
separationجدایی

متداول. عمل یا حالت جدا شدن یا جدا بودن. «جدایی مسیرها» درست است. می‌تواند برای جدایی فیزیکی یا مفهومی قابل تعویض باشد، اما 'divergence' اغلب به دور شدن تدریجی اشاره دارد.

Common. The act or state of moving apart or being apart. 'A separation of paths' works. Can be interchangeable for physical or conceptual parting, but 'divergence' often implies a gradual moving away.

splitشکاف

متداول. یک تقسیم یا جدایی، اغلب ناگهانی یا شدید. «شکاف در عقیده» درست است. در حالی که 'divergence' می‌تواند منجر به شکاف شود، 'split' اغلب بر تقسیم حاصله بیشتر تأکید می‌کند.

Common. A division or separation, often sudden or sharp. 'A split in opinion' works. While 'divergence' can lead to a split, 'split' often emphasizes the resulting division more strongly.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): divergences

اسم — تفاوت

تفاوتاختلافناسازگاری

تفاوت یا عدم انطباق.

A difference or discrepancy.

«گزارش تفاوت بین سیاست و عمل را برجسته کرد.»

The report highlighted a divergence between policy and practice.

«ما یک اختلاف در نتایج آزمایش مشاهده کردیم.»

We noted a divergence in the test results.

تفاوت با واژه‌های مشابه
discrepancyعدم تطابق

متداول. عدم سازگاری یا شباهت بین دو یا چند واقعیت. «عدم تطابق در حساب‌ها» درست است. اغلب برای داده‌ها یا گزارش‌هایی که باید مطابقت داشته باشند، استفاده می‌شود.

Common. A lack of compatibility or similarity between two or more facts. 'A discrepancy in accounts' works. Often used for data or reports where there should be agreement.

varianceتغییر

رسمی/تخصصی. واقعیت یا کیفیت متفاوت بودن، اغلب به معنای انحراف از یک استاندارد یا هنجار. «تغییر از هنجار» درست است. در برخی موارد تخصصی‌تر از 'divergence' است.

Formal/technical. The fact or quality of being different, often implying a deviation from a standard or norm. 'A variance from the norm' works. More technical than 'divergence' in some contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000