done

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/dʌn/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): didpast participle (مفعولی): done-ing (حال): doing3rd (سوم): does

فعل — انجام شده

انجام شدهکرده

اسم مفعول فعل "do"؛ انجام شده یا به اتمام رسیده.

The past participle of "do"; performed or completed.

«من کارم را انجام داده‌ام.»

I have done my work.

«پخت کیک تمام شده است.»

The cake is done baking.

تفاوت با واژه‌های مشابه
completedتکمیل شده (Everyday. 'Completed' emphasizes that something is entirely finished, often with a sense of finality. 'Done' can be more general and is used casually. 'Homework done' vs. 'Project completed'.) (روزمره. 'Completed' بر این تاکید دارد که چیزی کاملاً به پایان رسیده است، اغلب با حس قطعیت. 'Done' می‌تواند کلی‌تر باشد و به صورت غیررسمی استفاده شود. 'تکلیف انجام شد' در مقابل 'پروژه تکمیل شد'.)
متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more donesuperlative (عالی): most done

صفت — تمام شده

تمام شدهآمادهپخته شده

تمام شده؛ دیگر در حال انجام نیست.

Finished; no longer in progress.

«آیا غذایتان تمام شد؟»

Are you done with your meal?

«استیک خوب پخته شده است.»

The steak is well done.

تفاوت با واژه‌های مشابه
finishedپایان یافته (Everyday. 'Finished' is highly interchangeable with 'done' when describing something that is completed. 'The work is done' and 'The work is finished' are almost identical in meaning.) (روزمره. 'Finished' در توصیف چیزی که به اتمام رسیده، بسیار قابل تعویض با 'done' است. 'The work is done' و 'The work is finished' تقریباً در معنی یکسان هستند.)
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000