down on one's luck

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/daʊn ɑn wʌnz lʌk/
phrase (عبارت)informal

عبارت — بدشانس

بدشانسگرفتار بدبیاری

در دوره‌ای از بدشانسی بودن، اغلب همراه با مشکل مالی یا کاری.

Experiencing a period of bad luck, often involving money or work problems.

«بعد از شکست کسب‌وکارش، گرفتار بدبیاری شد.»

He was down on his luck after the business failed.

«آن‌ها به افراد بدشانسی که مشکل دارند غذا می‌دهند.»

They offer meals to people down on their luck.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000