بازگشت

elusive

e·lu·sive/ɪˈluːsɪv/
e-out or awayludeplay, escape-iveadjective suffix
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more elusivesuperlative (عالی): most elusive
گریزاندشوار به دست آوردنیفراری

مشکل در پیدا کردن، گرفتار کردن یا فهمیدن

Difficult to find, catch, or understand

«پاسخ برای دانش‌آموزان سخت قابل فهم بود.»

The answer was elusive to the students.

«پروانه گریزنده به سرعت پرواز کرد.»

The elusive butterfly flew away quickly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
slipperyلغزنده

غیررسمی. به سختی گرفتن یا نگه داشتن اشاره دارد، مشابه elusive در زمینه‌های جسمی.

Informal. Implies difficulty to hold or grasp, similar to elusive in physical contexts.

difficultسخت

واژه کلی؛ گاهی وقتی به ایده‌ها یا مفاهیم اشاره دارد قابل جایگزینی است.

General term; sometimes interchangeable when referring to ideas or concepts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000