بازگشت

exile

ex·ile/ˈɛɡ.zaɪl/
ex-out of, away fromilerelating to or capable of
1noun (اسم)formal
تبعیدگذراندن زندگی در غربت

حالت دور بودن یا تبعید از کشور یا زادگاه به‌خصوص به دلایل سیاسی.

The state of being forced to live away from one's home country, especially for political reasons.

«او پس از کودتا سال‌ها در تبعید زندگی کرد.»

He lived in exile for many years after the coup.

«نویسنده به خاطر دیدگاه‌های سیاسی‌اش مجبور به تبعید شد.»

The writer was forced into exile for his political views.

تفاوت با واژه‌های مشابه
banishmentتعقیب و تبعید

رسمی. در زمینه‌های قانونی یا تاریخی که به اخراج اجباری اشاره دارد جایگزین exile می‌شود.

Formal. Interchangeable with 'exile' in legal or historical contexts describing forced removal from a place.

متضادها
2verb (فعل)formal
past (گذشته): exiledpast participle (مفعولی): exiled-ing (حال): exiling3rd (سوم): exiles
تبعید کردناخراج کردن

وادار کردن کسی به ترک کشور یا محل زندگی‌اش، معمولاً به دلایل سیاسی.

To force someone to leave their country or home, usually for political reasons.

«دیکتاتور مخالفانش را به جزایر دوردست تبعید کرد.»

The dictator exiled his opponents to remote islands.

«او پس از انتقاد از حکومت تبعید شد.»

She was exiled after criticizing the government.

تفاوت با واژه‌های مشابه
banishتبعید کردن

رسمی. تقریباً معادل exile است ولی banish گاهی برای اخراج از مناطق کوچک‌تر هم کاربرد دارد.

Formal. Almost interchangeable with 'exile' but 'banish' sometimes used more broadly for removal from smaller areas as well.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000