بازگشت

favorite

fa·vor·ite/ˈfeɪ.vər.ɪt/
favorpreference or liking-iteforming adjectives or nouns
1adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more favoritesuperlative (عالی): most favorite
مورد علاقهمحبوب

مورد علاقه‌ترین یا ترجیح داده شده نسبت به همه گزینه‌ها.

Preferred over all others; liked the most.

«شکلات طعم مورد علاقه من است.»

Chocolate is my favorite flavor.

«رنگ مورد علاقه او آبی است.»

Her favorite color is blue.

تفاوت با واژه‌های مشابه
preferredترجیح داده شده

رسمی. معمولاً در بافت‌های رسمی یا نوشتاری جایگزین favorite می‌شود، بیشتر زمانی که روی انتخاب تأکید دارد؛ مثلاً 'گزینه ترجیحی' مناسب است اما 'رنگ ترجیحی من' رسمی‌تر از 'رنگ مورد علاقه من' است.

Formal. Can replace 'favorite' mainly in formal or written contexts emphasizing choice; e.g. 'preferred option' works, but 'my preferred color' sounds more formal than 'my favorite color'.

belovedعزیز

ادبی/رسمی. به معنی بسیار دوست‌داشتنی و عزیز است و معمولاً بار عاطفی دارد؛ همیشه قابل جایگزینی نیست، مثلاً 'دوست عزیز' و 'دوست مورد علاقه' کاربردهای متفاوتی دارند.

Literary/formal. Means deeply loved or cherished, often with emotional weight; not always interchangeable, e.g. 'beloved friend' vs. 'favorite friend'.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): favorites
مورد علاقهمحبوب

فرد یا چیزی که بیشتر از دیگران دوست داشته می‌شود.

A person or thing that is liked more than others.

«این خواننده مورد علاقه بسیاری از مردم است.»

This singer is the favorite of many people.

«پیراهن قرمز محبوب من در مهمانی بود.»

The red dress was my favorite at the party.

تفاوت با واژه‌های مشابه
darlingعزیز

غیررسمی/ادبی. به معنی شخصی بسیار دوست‌داشتنی است، معمولاً بار عاطفی دارد؛ بیشتر برای انسان‌ها و کمتر برای اشیا به کار می‌رود؛ مثلاً 'فرزند عزیز' و 'اسباب‌بازی مورد علاقه'.

Informal/literary. Means a person much loved, often emotionally; usable for people but less for things; e.g. 'darling child' vs. 'favorite toy'.

petمحبوب

غیررسمی. معمولاً وقتی به شدت ترجیح داده شده یا مورد توجه است استفاده می‌شود، مانند 'محبوب معلم'. همیشه مترادف دقیق نیست.

Informal. Emphasizes preference or indulgence, often in contexts like 'teacher's pet'. Not always a direct synonym.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000