fish out
/fɪʃ aʊt/
phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — پیدا و بیرون آوردن
پیدا و بیرون آوردناز میان چیزها بیرون کشیدن
چیزی را با گشتن میان چیزهای دیگر پیدا کردن و بیرون آوردن است.
To find and pull something out by searching through a container or group of things.
«او کلیدهایش را از کیفش پیدا کرد و بیرون آورد.»
“She fished out her keys from her bag.”
«او عکسی را از کشو پیدا کرد و بیرون آورد.»
“He fished out a photo from the drawer.”