fish out of water

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fish out of wa·ter/ˌfɪʃ aʊt əv ˈwɔːtər/
phrase (عبارت)common

عبارت — غریب و ناآشنا

غریب و ناآشناماهی بیرون از آب

به کسی گفته می‌شود که در محیط یا موقعیتی ناآشنا احساس راحتی نمی‌کند.

A person who feels uncomfortable because they are in an unfamiliar situation.

«در مهمانی احساس می‌کردم به آنجا تعلق ندارم.»

I felt like a fish out of water at the party.

«او در شهر احساس غریبی و ناآشنایی می‌کرد.»

He was a fish out of water in the city.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000