بازگشت

formulate

for·mu·late/ˈfɔːrmjəleɪt/
formshape or structure-ulateto make or cause
verb (فعل)formal
طرح‌ریزی کردنفرمول‌بندی کردنتنظیم کردن

ساختن یا توسعه دادن دقیق و واضح یک طرح، نظریه یا ایده.

To create or develop something carefully and clearly, especially a plan, theory, or idea.

«دانشمندان فرضیه‌های جدیدی برای آزمایش‌هایشان طرح‌ریزی می‌کنند.»

Scientists formulate new hypotheses for their experiments.

«کمیته طرحی برای بهبود سیستم حمل‌ونقل شهر تنظیم کرد.»

The committee formulated a plan to improve the city's transport system.

تفاوت با واژه‌های مشابه
deviseاختراع کردن، طراحی کردن

رسمی. بیشتر وقتی به اختراع یا طراحی طرح‌ها اشاره دارد. معمولاً در زمینه برنامه‌ریزی جایگزین formulate می‌شود ولی در نظریه‌های علمی کمتر به کار می‌رود.

Formal. Often used when inventing or inventing plans; can usually replace 'formulate' in planning contexts but less common in scientific theories.

constructساختن، تدوین کردن

رسمی. معمولاً به ساختن یا تدوین ایده‌ها یا استدلال‌های پیچیده اشاره دارد. وقتی شکل‌دهی مفاهیم مدنظر است جایگزین formulate می‌شود.

Formal. Usually refers to building or assembling complex ideas or arguments. Can replace 'formulate' when emphasizing development of concepts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000