free rein

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fri reɪn/
noun (اسم)common

اسم — اختیار کامل

اختیار کاملدستِ باز کامل

آزادی کامل برای عمل کردن یا تصمیم گرفتن.

complete freedom to act or make decisions

«سردبیر در مورد مقاله به او اختیار کامل داد.»

The editor gave him free rein over the article.

«والدین نباید به کودکان نوپا در اینترنت آزادی کامل بدهند.»

Parents should not give toddlers free rein online.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000