fresh start

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/frɛʃ stɑrt/
phrase (عبارت)common

عبارت — شروعی تازه

شروعی تازهآغازی دوباره

شروعی تازه پس از یک مشکل، شکست یا دوره‌ای سخت.

A new beginning after a problem, failure, or difficult period.

«اسباب‌کشی به او فرصتی برای شروعی تازه داد.»

Moving gave her a fresh start.

«شغل جدید آغازی دوباره بود.»

The new job was a fresh start.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000